گریه

شنبه 15 مرداد 1390 ساعت 00 و 25 دقیقه و 12 ثانیهنویسنده : مهران

 

آخ که چقدر سخته ,

 چقدر سخته وقتی تو چشمات پر از اشکه ولی نتونی گریه کنی

چقدر سخته وقتی دوست نداری  کسی متوجه گریه کردنت بشه

چقدر سخته وقتی کسی نباشه که موقع گریه کردنت سرتو روی شونهاش بذاری

چقدر سخته وقتی داری گریه می کنی کسی بهت بخنده

چقدر سخته وقتی کسی نباشه اشکاتو پاک کنه

چقدر سخته وقتی برای اینکه کسی صدای گریتو نشنوه مجبوری بی صدا گریه کنی

چقدر سخته وقتی بغض داره خفت می کنه ولی نتونی گریه کنی

چقدرسخته وقتی برای کسی گریه کنی که میدونی دیگه هیچوقت برنمیگرده

چقدر سخته وقتی که قطره های اشک صورتتو می سوزونه.

آره واقعآ گریه کردن بعضی وقتها خیلی سخته خیلی .


آخرین ویرایش: - -

 
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.

 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic