م

شنبه 27 خرداد 1391 ساعت 10 و 02 دقیقه و 38 ثانیهنویسنده : مهران

 

بنده ی من نماز شب بخوان و آن یازده رکعت است.


_ خدایا خسته ام!نمیتوانم.


بنده ی من دو رکعت نماز شفع و یک رکعت نماز وتر بخوان.


_خدایا!خسته ام!برایم مشکل است نیمه شب بیدار شوم.


بنده ی من قبل از خواب این سه رکعت را بخوان.


_خدایا!سه رکعت زیاد است.


بنده ی من یک رکعت نماز وتر بخوان.


_خدایا!امروز خیلی خسته ام! آیا راه دیگری ندارد؟


بنده ی من قبل از خواب وضو بگیر و رو به آسمان کن و بگو یا الله.


_خدایا من در رختخواب هستم اگر بلند شوم خواب از سرم میپرد.


بنده ی من همانجا که دراز کشیده ای تیمم کن و بگو یا الله.


_خدایا !هوا سرد است!نمیتوانم دستانم را از زیر پتو


بیرون بیاورم.


بنده ی من در دلت بگو یا الله ما نماز شب برایت حساب میکنیم.


بنده اعتنایی نمیکند و می خوابد...


ملائکه ی من ببینید من انقدر ساده گرفته ام اما او خوابیده است!


چیزی به اذان صبح نمانده او را بیدار کنید.دلم برایش تنگ شده


امشب با من حرف نزده است.


_خداوندا!دوباره او را بیدار کردیم اما باز خوابید.


ملائکه ی من در گوشش بگویید که پرودگارت منتظر توست.


_پرودگارا!باز هم بیدار نمیشود اذان صبح را میگویند.


هنگام طلوع آفتاب است ای بنده ی من بیدار شو نماز


صبحت قضا میشود.


خورشید از مشرق سر بر می آورد.....


_خداوندا!نمیخواهی با او قهر کنی؟


او جز من کسی را ندارد.....شاید توبه کرد....


Photo-skin_ir-Light312.jpg

آخرین ویرایش: شنبه 27 خرداد 1391 ساعت 10 و 12 دقیقه و 53 ثانیه

 

 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic