A

شنبه 27 خرداد 1391 ساعت 10 و 14 دقیقه و 47 ثانیهنویسنده : مهران

 
و انگاه خود را کلمه ای می یابی که معنایت منم

ومرا صدفی که مرواریدم تویی

و خود را اندامی که روحت منم

و مرا سینه ای که دلم تویی

و خود را معبدی که راهبش منم

و مرا قلبی که عشقش تویی

و خود را شبی که مهتابش منم

و مرا قندی که شیرینی اش تویی

و خود را طفلی که پدرش منم

و مرا شمعی که پروانه اش تویی

و خود را انتظاری که موعودش منم

و مرا التهابی که اغوشش تویی

و خود را هراسی که پناهش منم

و مرا تنهایی که انیسش تویی

و ناگهان

سرت را تکان میدهی و میگویی:

<<نه.هیچ کدام!

هیچ کدام اینها نیست.چیز دیگری است.

یک حادثه ی دیگری و خلقت دیگری

و داستان دیگری است

و خدا ان را تازه افریده است.>>


آخرین ویرایش: - -

 

 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic