امید زندگی ام کجایی؟

یکشنبه 8 مرداد 1391 ساعت 19 و 53 دقیقه و 27 ثانیهنویسنده : مهران

 
امید زندگی ام کجایی که التهاب عشق و زندگی دارد مرا می سوزاند.
امید زندگی ام کجایی که غم ها و غصه های عاشقی مرا دیوانه کرده است.
امید زندگی ام دارم به خاطر عشقت مجنون می شوم.
تمام امید به زندگی ام به تو است ای امید .پس نگذار امیدهایی که با تو داشتم همه نقش برآب شوند و زندگی ام را به فراسوی دلتنگی ها و نابودی ها بکشانند.
امید جان کجایی که دارم از گریه و زاری می میرم!
زندگی بدون امید بی آرزوست ، بی رنگ و روست ، بی عطرو بوست.
دیگر آن آرزوهای عاشقانه درقلبم موج نمی زند و خورشید درخشان آرزوهایم در پشت کوه ها برای همیشه خانه می کند.
دیگر رنگ زندگی برایم همان رنگ تیره و تار است.
با بودن امید زندگی ام رنگ زندگی همان رنگ آشنایی است و امید به زندگی است
امید جان بیا که تمام زندگی ام بسته به وجود تو است.
دفتر خاطراتم با آغاز نام تو است و تمام خاطراتم با تو بودنم است .
امید جان ای کسی که شب و روزم را با عشق و عاشقی و با حرفهای عاشقانه ات یکی کرده ای پس کجایی؟
بدون تو همان شب و روز با غم و غصه یکی خواهد شد.
بدون تو همان شب وروزهایم که پر از حرفهای عاشقانه ات بود حالا دیگر پراز تنهایی و گریه است .
بیا تا تنهایی خانه عاشقانه دلم را ویران نکرده است!
بیا و دوباره امید به زندگی ام را با آمدنت زنده کن.
بیا که بدون تو نه تنها من ، بلکه هیچکس دیگر نمی تواند زندگی را ادامه دهد چون امیدی و آرزویی در زندگی اش نخواهد داشت.
آخرین ویرایش: - -

 

 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic