هنوز هم عاشقم...

یکشنبه 8 مرداد 1391 ساعت 19 و 56 دقیقه و 17 ثانیهنویسنده : مهران

 
هنوز هم عاشقم ، با اینکه عشق برایم مثل یک کابوس است.
هنوز هم عاشقم ، با اینکه عشق برایم یک شکنجه است.
عاشق می مانم چون عهد بسته ام با او که با من هم قسم شده است بمانم.
 و چون ،او که با من هم قسم شده است را خیلی دوست میدارم.
با اینکه عشق یک بازی است ، اما من این بازی را دوست دارم ، چون هم بازی ام
 تا آخر با من می ماند و مرا دوست میدارد.
با اینکه عشق زودگذر است اما من این گذر لحظه ها را دوست میدارم چونکه میدانم. 
زندگی و عمر زودتر از لحظه های عاشقی به پایان میرسد.
صادق باش ای عاشق جاودانه ام ، لایق باش ، لایق این دل عاشق و پر از درد من باش.
میدانم که تو لایقی و میدانم که صداقت دل تو آنقدرها است .
که دل پر از دروغ مرا شرمنده آن پاکی خودش کند.
بمان با من گرچه این قلب من ارزش آن قلب آسمانی تو را ندارد.
بمان ، چون من تو را دوست میدارم ، بیشتر از آنچه که تصور میکنی
 و بیشتر از آنچه که در قصه ها میخوانی.
ای عزیز این دل خسته و سوخته من ، تو بیشتر از هر عزیزی در این دل برای
 من عزیزتری و بیشتر از هر کسی برای این دل مقدس تر و دوست داشتنی تری.
ای عشق من ساده نباش ، به حرفهای آنانکه عشق برایشان پوچ است بی توجه باش
 و تو خودت با قلب من سازگار باش.
هنوز هم عاشقم ، عاشق می مانم و خواهم ماند.
میگویند عشق بی معناست ، و عشقی در این زمانه وجود ندارد.
ولی من هنوز هم عاشقم.
بگذار بگویند دیوانه ام ، وقتی  یک قلب پاک و مهربان را دوست میدارم و آن
 قلب نیز مرا دوست میدارد آنگاه وقتی همه با حسرت به من و او نگاه می اندازند
 دیوانه میشوند، حالا دیوانه کیست؟ دیوانه آن کسی است که از نگاه
 با حسرت ، به یک عشق آتشین مجنون شده است.
آری من هنوز هم عاشقم...
آخرین ویرایش: - -

 

 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic