مادر

یکشنبه 29 بهمن 1391 ساعت 17 و 23 دقیقه و 05 ثانیهنویسنده : مهران

 

به خاطر وجودت که ایزد بهشت را ساخت سپاسگذارم

به خاطر موهای شب رنگت که از رنجهای که به تو دادم به سپیدی گرویده

شرمسارم

به خاطر شب بیداری هایت بر بالین تبدارم سپاسگزارم  ولی از دیدگانت که

نگذاشتم بر هم نهی شرمسارم

به خاطر نوازش کردنم در سختی ها سپاسگذارم ولی از دستانت به خاطر

زحماتی که داده ام شرمسارم

به خاطر آغوش گرمت در سرما و تنها ایها و دل تنگی ها  پناهم دادن تا شانه

هایت را خیس کنم سپاسگذارم

به خاطر چروکهایی  که از ناملایمت ها ونا فرمانی ها و زحمات عمرم بر صورت

ماهت نهادم شرمسارم

تو  چه مهربان بودی و از جان گذاشتن برای من ابایی نداشتی  چه روزها که من

از دشواری های زندگی به زمین

خوردم و تو گفتی اللهی بمیرم پسرم زمین خورد

خداوندا  پروردگارا از تو به خاطر خلق مادر تا بی کران سپاسگذارم

مادر من زبان قادر نیست چگونه از تو تشکر کند ولی بدان با تمام وجودم

دوستت دارم


آخرین ویرایش: - -

 

 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic