حکایت

دوشنبه 21 اسفند 1391 ساعت 19 و 44 دقیقه و 35 ثانیهنویسنده : مهران

 
تمام مزرعه کافر صدایش می زدند...

گل آفتابگردان کوچکی که عاشق باران شده بود...
آخرین ویرایش: - -

 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic