تبلیغات
خرسی تنها .... - خدا

خدا

سه شنبه 10 اردیبهشت 1392 ساعت 17 و 04 دقیقه و 13 ثانیهنویسنده : مهران

 
در مکّه دیدم ،

خدا چند سالی ست که از شهر ِ مکّه رفته و انسانها به دور ِ خویش میگردند !
در مکّه دیدم ،

هیچ انسانی به فکر ِ فقـــیر ِ دوره گرد نیست !

دوست دارد زود به خدا برسد و گناهان ِ خویش را بـــزُداید ،

غافل از اینکه آن دوره گرد ، خود ِ خدا بود !

در مکّه دیدم ، خدا نیست !

و چقدر باید دوباره راه ِ طولانی را طی کنم ، تا به خانه ی خویش برگردم

و درهمان نماز ساده ی خویش ، تصور ِ خدا را در کمک به مردم جستجو کنم...


آخرین ویرایش: - -

 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر