تبلیغات
خرسی تنها .... - m

m

یکشنبه 23 تیر 1392 ساعت 16 و 19 دقیقه و 50 ثانیهنویسنده : مهران

 
دریچه های آسمان را گشوده اند انگار

زمین عطر خدا گرفته

عطر عشق

عطر مستانگی

و باز تکرار می شود قصه از خود بی خود شدنم در کوچه های دلتنگ و مسکوت صبح

در کوچه هایی که نسیم انگاری

پیش پای میهمانی عزیز

آهسته جاروب می کند راه را

نرم می وزد و عشق می ورزد و دیده تر می کند آرام از شوق

تکرار می شوند خاطره ها

در نگاه صبح..

در چشم دیوار..

عطر نفس های به شمار افتاده یوسف می آید از عمق چاه زمان

عطر مردانگی های علی 

عطر قدم های نجیبانه زهرا

عطر پیراهن حسین

عطر صبر زینب

عطر عاشق شدن ماه

عطر شیرین تن خدا

و

صدای پایت در گوش کوچه می پیچد...

اشکالی ندارد اگر کوچه

اگر دیوار

اگر دنیا

به دیوانگی ام بخندند

مهم این است که تو ذکر هایم را می شنوی

مهم این است که می دانی دلم به هوایت 
سبز است....





خدایا!
 
ما بندگان ضعیف هستیم،
 
 ما بندگانی هستیم که هیچ نداریم،
 
 ما هیچیم و هرچه هست تویی.
 
 ما اگر چنانچه خلاف می‌کنیم نادانیم،
 
 تو بر ما ببخش.
 
 تو ما را به این ماه مبارک رمضان
 
وارد کن به طوری که با رضای تو
 
 وارد بشویم در او.
 
 
خدایا!
 
تو ما را لیاقت بده که در این
 
مهمانی که از ما کردی به‌ طور
 
 شایسته وارد بشویم.
 
 
خدایا!
 
این ایران که از همه اطراف به او
 
هجوم شده است، برای اسلام،
 
این ایران را تو تقویت کن.

آمین

پ.ن: ماه مبارک رمضان به همه ی بنده هاش مبارک

آخرین ویرایش: - -

 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر