تبلیغات
خرسی تنها .... - m

m

یکشنبه 23 تیر 1392 ساعت 16 و 43 دقیقه و 25 ثانیهنویسنده : مهران

 
تنها نشستم... 

بازم یادم افتاد چقدر نیستی... 

چقدر توی این روزهایی که باید باشی ...نیستی! 

دلم گرفت... 

برای همه ی این نبودن ها 

برای اینکه می شد باشی و نیستی 

نیستی... 

دلم گرفت... 


کاش بودی ...

آخرین ویرایش: - -

 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر