me

شنبه 30 دی 1391 ساعت 22 و 17 دقیقه و 49 ثانیهنویسنده : مهران

 
گاھے
حتے جرات نمیکنم
پشت سرم را
نــگاه کـنــم ،
که بـبـیـنـم
جـام خالیــه ، یا نــه !؟
آخرین ویرایش: - -

 

من

شنبه 30 دی 1391 ساعت 22 و 15 دقیقه و 29 ثانیهنویسنده : مهران

 
… سر آغاز نامه عاشقانه با نام یارم می نویسم صادقانه. از عشق می نویسم از صفایش ، از محبت می نویسم از وفایش ، از دلش می نویسم ، از نگاهش. در همان لحظه اول که تو را دیدم عاشقت شدم، عاشق آن چهره ماهت شدم ، عاشق آن قلب تنهایت شدم. عاشق حرفهای پر مهرت شدم، عاشق چشمهای زیبایت شدم. در همان لحظه بیادماندنی دلم به دست و پایم افتاده بود که بیایم با تو دردو دل کنم . چیزی در دلم مانده و غوغا به پا کرده که موقع درد و دلهایم به تو خواهم گفت…! می خواهم بگویم دوستت دارم، عاشقت هستم. درهمان لحظه اول که تو را دیدم احساسی در دلم داشتم! احساس می کردم چشمانت به من می گویند بیا باهم باشیم ، از هم بگوییم ، بادل باشیم. چشمانت به من می گویند بیا و با عشق همسفر باش! ای هستی ام ، ای یاورم ، ای دلدار زندگی ام زودتر بیا و در قلبم خانه کن. بیا و قلبم را آرام کن. بیا تا دلم خون نشده ، تا گل خونمون همش پرپر نشده! بیا سر قرارمان ، قرار هر روز و هر شبمان. نامه ام را برایت بر روی بهترین کاغذ زندگی می نویسم با جنس اعلا. اما نامت را بر روی دیواره سرخ قلبم تا ابد نگه خواهم داشت.
آخرین ویرایش: - -

 

me

شنبه 30 دی 1391 ساعت 22 و 13 دقیقه و 50 ثانیهنویسنده : مهران

 
ا گر بی روز و بی تقویم ماندم من
به و صل فصلهایت، سال و ماهم می شوی آیا؟
برای دوستم داری گواهت بوده ام عمری
برای دوستت دارم گواهم می شوی آیا؟
شب افسانه ای با تو طلوع تازه ای دارد
تو در صبح اساطیری پگا هم می شوی آیا؟
صبور و ساده ای اما ،عمیق و ژرف،عشق من
برای حرف نجوا، نعره چاهم می شوی آیا؟
پس از صد سال ا گر بد ترجمه كردی نگاهم را
به پاس اشكهایم عذر خواهم می شوی آیا؟
تو شیرین تر از آن هستی كه شادابیت كم گردد
و از خود تلخ می پرسم تباهم می شوی آیا؟!!!
آخرین ویرایش: - -

 

دلتنگی

شنبه 30 دی 1391 ساعت 22 و 13 دقیقه و 20 ثانیهنویسنده : مهران

 
ابر آمد و یک آن دلم هوای تو کرد
غروب، نم نم باران... دلم هوای تو کرد

شبیه رفتن خورشید لحظه ی گذرت
غروب بود و فراوان دلم هوای تو کرد

درست آخر مهر از تو دل بریدم و باز-
درست اول آبان دلم هوای تو کرد

چه سخت از تو جدا شد چه سخت تنها شد
چقدر زود و چه آسان دلم هوای تو کرد

دلش هوای مرا کرد یک نفر یکروز
همینکه گفت: "حسن جان!" دلم هوای تو کرد!

گذشت بی تو زمستان، بهار آمد و آه...
دوباره - از تو چه پنهان- دلم هوای تو کرد
آخرین ویرایش: - -

 

عشق

شنبه 30 دی 1391 ساعت 22 و 12 دقیقه و 41 ثانیهنویسنده : مهران

 
برای عشق گریه کن ولی به کسی نگو.

برای عشق مثل شمع بسوز ولی نگذار پروانه ببینه.

برای عشق پیمان ببند ولی پیمان نشکن .

برای عشق جون خودتو بده ولی جون کسی رو نگیر

برای عشق وصال کن ولی فرار نکن

برای عشق زندگی کن ولی عاشقونه زندگی کن

برای عشق بمیر ولی کسی رو نکش .
آخرین ویرایش: - -

 

من

شنبه 30 دی 1391 ساعت 22 و 11 دقیقه و 15 ثانیهنویسنده : مهران

 
سکوت همیشه به معنای ""رضایت"" نیست.گاهی یعنی "خسته ام از اینکه مدام به کسانی که هیچ اهمیتی برای فهمیدن نمیدهند توضیح دهم"
آخرین ویرایش: - -

 

me

شنبه 30 دی 1391 ساعت 21 و 58 دقیقه و 15 ثانیهنویسنده : مهران

 
می توانی آنقدر خسته باشی که خواب را که کابوس را حتی مرگ را، پس بزنی؟ جهان جوابم کرده است … ...

آخرین ویرایش: - -

 

me

شنبه 30 دی 1391 ساعت 21 و 52 دقیقه و 58 ثانیهنویسنده : مهران

 
دِلـَـــــمــ ؛
گـ ـاهے میــگیـــ ـرَد !
گـ ـاهے میــ ـسوزَد !
و حَتے گــ ـاهے ،
گــ ـاهے نـَ ـه خیــلے وَقتـــ هـآ
میـــ ـشِکَند !
امــ ـا هَنـــــ ـوز مے تَپـــَــد به خـُدا
آخرین ویرایش: - -

 

me

شنبه 30 دی 1391 ساعت 21 و 52 دقیقه و 05 ثانیهنویسنده : مهران

 
ای کــاش یا بـــــــــــودی
یـــــا از اول نبودی !!
ایـــــن که هســـتیو کنــــارم نیســــتی ...
"دیـــــــــوانه ام میکنــــــــــد"
آخرین ویرایش: - -

 

صدا بزن مرا

یکشنبه 24 دی 1391 ساعت 17 و 34 دقیقه و 59 ثانیهنویسنده : مهران

 

صدا بزن مرا

مهم نیست به چه نامی

فقط میم مالکیت را آخرش بگذار

می خواهم باور کنم ، مال تو هستم .


آخرین ویرایش: - -

 

خــدایا ؟

یکشنبه 24 دی 1391 ساعت 17 و 33 دقیقه و 30 ثانیهنویسنده : مهران

 

خــدایا ؟

کــمــی بــیـا جــلــوتــــر . .

مــی خــواهـــمـــ در گوشــت چــیــزی بــگــویم . . . !

ایـن یـک اعــتـرافــــــ اســت . . .

مــن بــی او دوامــ نــمی آورمــ . . .

حــتــی تــا صــبح فـــردا . . . !.!


آخرین ویرایش: - -

 

...میترسم ...

یکشنبه 24 دی 1391 ساعت 17 و 33 دقیقه و 28 ثانیهنویسنده : مهران

 

 
مرا به ذهنت نه…. به دلت بسپار….

من ازگم شدن درجاهای شلوغ

...میترسم ...

آخرین ویرایش: - -

 

ماندن

یکشنبه 24 دی 1391 ساعت 17 و 33 دقیقه و 28 ثانیهنویسنده : مهران

 

رفت و آمد ،
 
رفت و آمد ،
 
اینقدر رفت و آمد

که از یاد برد ، چیزی به نام ماندن هم وجود دارد!

آخرین ویرایش: - -

 

می نویسم که تو بخوانى

یکشنبه 24 دی 1391 ساعت 17 و 31 دقیقه و 17 ثانیهنویسنده : مهران

 

می نویسم که تو بخوانى، اما حیف !
دیگران عاشقانه هاى مرا می خوانند و یاد عشق خودشان می افتند !
و تو… حتى نگاه هم نمی کنى …!
 

خیلی سخته دلت هوای یه نفر رو بکنه
ولی نتونی بگی
خیلی سخته دلت بخواد صداش رو بشنوی
ولی نتونی زنگ بزنی.
آخرین ویرایش: - -

 

دوستت دارم ...

یکشنبه 24 دی 1391 ساعت 17 و 31 دقیقه و 16 ثانیهنویسنده : مهران

 

ارزش یک احساس به شدت آن نیست به مدت آن است ...

من تو را به مدت بودنم دوست دارم ...

ای عزیز دل ... دوستت دارم ... نه فقط به خاطر چراغانی چشمانت

 به خاطر تمام آنچه بر من ارزانی داشتی ...

عشق را ... چگونه بودن را ...

دوستت دارم ، و همیشه خواهم داشت ...

قشنگ نازنین من كه تو باشی دیگر از هیچ نگاه هراسانی هراس ندارم

قشنگی دوست داشتن را ، سرمشق دلها می كنم .

تا تو هستی دلم برای كسی تنگ نمی شود . 

عزیزم تا هستی با یاد تو زندگی برایم خوشبختی بزرگ است .

مرا همیشه و همه جا در كنار خود احساس كن . كه من همیشه كنار توام .
 
به دستهایت علاقه و حس بخصوصی دارم چون لبریز از محبت اند .

دوستت دارم و دلم به اندازه بغض آسمان ابری پاییز برایت تنگ شده است .

آخرین ویرایش: - -

 

دلت را بده

یکشنبه 24 دی 1391 ساعت 17 و 31 دقیقه و 16 ثانیهنویسنده : مهران

 

ما ""مـــرد"" هستیمــ!
دستــــانمانـــ از تو زِبرتر و پهنـــ تر استـــ !!!
صورتمانـــ تهـــ ریشیـــ دارد!!!
گاهیـــ دلگیراز بیـــ وفاییـــ ها ، اما دلمانـــ دریــــاستـــ!
جـــاىِـــ گریـــــهـــ كردنـــ بهـــ بالكنـــ میرویمـــ  !!!
ما با همــــانـــ دستانـــ پهنـــ و زبرتو را نوازشـــ میكنیمـــ !!!

دریاییـــ از گرفتاریـــ همـــ باشیمـــ ،ولیـــ .. با همانـــ صورتـــ ناصافـــ و ناملایمـــ تو را میبوسیمـــ ونوازشتـــ میکنیمـــ .. تا تو آرامـــ شویـــ !!!
آنقــــدر مارا نامــــرد ""نخوانـــــــــ""!!!
آنقدر پولـــ و ماشینـــ و ثـــــروتمانـــ را""نسنجـــ فقطـــ بهـــ ما ""دلتـــ را بدهـــ"" تا زمینـــ و زمانـــ را برایتـــ بدوزیمـــ

. . . ! ! !


آخرین ویرایش: - -

 

تو حتی تب نکردی !!!

یکشنبه 24 دی 1391 ساعت 17 و 31 دقیقه و 16 ثانیهنویسنده : مهران

 


آن شب باران می بارید…

باران که می بارد به تو مشتاق تر می شوم…

و از همین شوق بی چتر آمدم… ولی آمدم…

و تو نمی دانی که جه بارانی بود، چون نیامدی…

و باران می بارید…

آن شب تب کردم و تو هیچ نکردی…و باران می بارید…

و بالاخره دیشب مردم و حتی تو تب هم نکردی…


آخرین ویرایش: - -

 

فاصله

یکشنبه 24 دی 1391 ساعت 17 و 31 دقیقه و 16 ثانیهنویسنده : مهران

 

چقدر دور تر از احساسم ایستاده ای!

از این فاصله

تو ،

حتی صدایم را نمی شنوی


چه برسد به دلتنگی!


آخرین ویرایش: - -

 

گاهـــﮯ...

یکشنبه 24 دی 1391 ساعت 17 و 31 دقیقه و 15 ثانیهنویسنده : مهران

 
 
گاهـــﮯ...
 
 حجم ِ בلتنگـﮯ ـهایَـ م
 
 آنقدر زیــآد مـﮯ شـوב

ڪــﮧ دنیــا با تمامـ ِ وسعتش برایَــ م تنگ مـﮯشوב 
 

בلتنگ ِ ڪـسـے ڪـﮧ گردش ِ روزگارش

بـﮧ مَــ טּ ڪـ
ﮧ رسیـב از حرڪـت ایستاב

 دلتنگ ِ ڪـسـے ڪـﮧ בلتنگـﮯـهایَـ م رـآ ندیـב

دلتنگ ِ خوבمـ
 
خوבے ڪـﮧ مدتهاست گم ڪـرבه امـ ...

آخرین ویرایش: - -

 

قضاوت....

یکشنبه 24 دی 1391 ساعت 17 و 31 دقیقه و 15 ثانیهنویسنده : مهران

 
قبل از این که بخواهی در مورد من و زندگی من قضاوت کنی
کفشهای من را بپوش و در راه من قدم بزن،
از خیابانها، کوهها و دشت هایی گذر کن که من کردم،
اشکهایی را بریز که من ریختم
دردها و خوشیهای من را تجربه کن
سالهایی را بگذران که من گذراندم
روی سنگهایی بلغز که من لغزیدم
دوباره و دوباره برپاخیز و مجدداً در همان راه سخت قدم بزن
همانطور که من انجام دادم ...
بعد ، آن زمان می توانی در مورد من قضاوت کنی

آخرین ویرایش: - -

 

دلــم گرفته

یکشنبه 24 دی 1391 ساعت 17 و 30 دقیقه و 45 ثانیهنویسنده : مهران

 


دلــم گرفته

دلم عجیـب گرفته است

و هیــچ چیز،

نه این دقایق خوشبو، که روی شاخه ی نــارنج می شود خاموش،

نه این صداقت حرفی، که در سکوت میان دو برگ ایـــن گل شب بوست

نه هیچ چیز مرا ازهــجوم خالی اطراف نمی رهاند

و فکــر می کنم

که این ترنم مــوزون حــزن تا به ابدشنیده خواهد شد


آخرین ویرایش: - -

 

 
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو | Buy Website Traffic